خیلی وقتا توی مسیر زندگی، اینقدر درگیر رسیدن به هدف‌ها و ثابت کردن خودمون به بقیه می‌شیم که یهو برمی‌گردیم و می‌بینیم اون آدم شاد و شیطونِ قبلی، یه گوشه‌ای گم شده.

اون کودک درونت رو فراموش نکن: همون کسی که بی‌دلیل می‌خندید، از یه اتفاق ساده ذوق می‌کرد و واسش مهم نبود که بقیه راجع بهش چی فکر می‌کنن. اون جسارت و سادگی رو نگه دار. گاهی لازمه بزنی به بی‌خیالی و دنیا رو از چشم اون آدم کوچولوی درونت ببینی. شاید باورت نشه، ولی بزرگترین خلاقیت‌ها و آرامش‌ها توی همون سادگیه.

عوض شدن خوبه، ولی عوضی شدن نه! اینکه رشد کنی و پخته بشی عالیه، لازمه. اما مواظب باش این تغییرات، ریشه‌های اصلیت رو از بین نبره. اون ارزش‌هایی که برات مهمن، اون خط قرمزهایی که باهاشون آرامش داری، اون‌ها رو سفت بچسب. تغییرات بیرونی میان و میرن، ولی هسته اصلی تو باید محکم بمونه.

خلاصه، وسط این همه تلاش برای "بهتر شدن"، یادت نره که "خودت بودن" بزرگترین هنر دنیاست. هر روز یه کم وقت بذار و از اون آدمی که توی آینه می‌بینی بپرس: "حالت چطوره؟ هنوز همونی؟"